تبليغاتX

دنیای امین
دنیای امین
fg
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 12:55 |

ghfj
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 12:49 |

rdtydtry

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 12:49 |

  تراشه های مغزی ...  

                                            

                                             تو ممکن ترین اتفاقی که می شد

که می شد بیفتد ولیکن نمی شد

و یک ژن که در ابتدایش نشسته

- ومردی که تا آخرش زن نمی شد

 

تو شاعرترین انگلی توی ذهنم

گره خورده ای گوشه اتفاقم

جنون ریشه های مرا می تراشد

مرا انزوا می کشد در اتاقم

 

خدا هم مرا میزند زیر گریه

برای همیشه مرا می شکاند

در آن لحظه ای که ترا می نویسد

در آن لحظه ای که - ترا می رساند !!؟

 

تو ممکن ترین احتمالی که می شد

برای همیشه کنارم بمانی

ولی اتفاقاً ببین پشت سر را

تو هی می روی و مرا می دوانی

 

و شاعر پر از گریه در اشتباهش

نشسته ، کمی از خودش می نویسد

کمی خیره ام ، خسته ام ، یا که کیجم !!؟

و یک رد پا که تو را می نویسد

 

جنون ریشه های مرا می تراشد

به هم میزند ذهن فرسوده ام را

غزل میشوم هی تو را می سرایم

و قِی می زنم شعر بیهوده ام را

 

و یک ژن که در ابتدایش نشسته

ومردی که از خیسی اش می گریزد

و یک موش قرمز ، شبی احتمالاٌ

خودش را به یک فاضلابی بریزد

 

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 12:40 |

این شعرها را روکش با ران بگیرید

 احساس را هم از دل انسان بگیرید

 امروز می آید ، نمی آید – جهنم...

 پاییز را از سوم آبان بگیرید

 من پاچه ها را خوب می گیرم ببخشید

 این روزها فرضاً مرا حیوان بگیرید

 من مولوی زاییده ام در پوچی خود

 جشنی برای حضرت عرفان بگیرید

 حالا تمام شاعران را جمع کردید

 تا قالب شعر مرا هذیان بگیرید!!؟

 باشد – خداحافظ ­– تمامش می کنم من

 با جرم یک لبخند از من جان بگیرید

 این مردمان کوفه از من می گریزند

 بر نیزه هاتان آیه قران بگیرید

 

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 12:38 |

فریادی و دیگر هیچ .
چرا که امید آنچنان توانا نیست
که پا سر یاس بتواند نهاد.

بر بستر سبزه ها خفته ایم
با یقین سنگ
بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم
و با امیدی بی شکست
از بستر سبزه ها
با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم

اما یاس آنچنان توناست
که بسترها و سنگ ها زمزمه ئی بیش نیست !
فریادی
و دیگر
هیچ !

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در یکشنبه 19 فروردین1386 ساعت 1:39 |

من مني كه بوسيدمت
تو اون غروب كه ديدمت
تو واسه من ناز مي كني
من مي شكنم، باز مي كني
اين رسمشه نيلوفرم؟
من كه ازت نمي گذرم
ستارمون يادت مي ياد؟
دلواپسم خيلي زياد
فقط تماشا مي كني
بعد عشقو حاشا مي كني
ميگي گذشت گذشته ها
چه راحتن فرشته ها
نمي مونن، من مي مونم
ميري يه روزي ميدونم
اولا مهربونترن
اونايي كه همسفرن
اشك منم كه جاريه نگه دار يارگاريه
مي سپارمت دست خدا
يه كم دوسم داشتي بيا
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در یکشنبه 19 فروردین1386 ساعت 1:38 |

     گفت وگو با بنيامين بهادرى
                              اين آدم آهنى آنقدر سخت و سنگدل است كه هيچ كس فكر نمى كند توان عاشق  شدن داشته باشد و حالا هم كه عاشق شده، هيچ كس او را باور ندارد و همه انكارش مى كنند. آن آدم ديگر يك  سال و ده  ماه و دو روز است كه معشوقش را نديده، اين يكى وقتى مى خواهد بگويد دوستت دارم، زبانش مى گيرد و ديگرى تب هزار و سيصد درجه دارد. آدم هاى عجيب و غريبى كه ترحم برانگيز هستند و خيلى ها با آنها در ترانه هاى بنيامين همذات پندارى مى كنند. در صدايى كه انگار مرثيه گويى مى كند و نوحه مى خواند، همچنان كه پيش از اين خوانده بود: بوى سيب و حرم حبيب و... پوسترهاى بنيامين بعد از پخش اين آهنگ در ماه هاى محرم و صفر بر شيشه ويترين ها و ديوارهاى شهر خودنمايى مى  كند و چهره خواننده با «محاسنش» صدايى را يادآورى مى كند كه مناسب نوحه خوانى است: بوى ياس و حرم عباس و...
آلبوم او با نام ۸۵ يك باره مجوز مى گيرد و به صورت وسيع تكثير، پخش و خريده مى شود. انتشار ناگهانى آن، فروش بالايش، پخش سريعش و همه گير شدنش خيلى ها را شوكه مى كند. بنيامين بهادرى چهره موسيقى پاپ ايران در سال ۱۳۸۵ مى شود، با آلبوم ۸۵. آهنگ هاى او را حتى اگر نخواهى بشنوى، به گوشت مى رسد. در مغازه اى، كافه اى نه چندان دنج، ماشينى كه با سرعت مى رود يا در ورزشگاه  آزادى بعد از قهرمانى استقلال در پنجمين دوره ليگ برتر. ديگر نمى شود او را ناديده گرفت. از بنيامين بهادرى مى خواهيم براى گفت وگو به روزنامه شرق بيايد. او مى آيد به همراه محسن رجب پور تهيه كننده اش، مدير شركت ترانه شرقى و اين بار چهره او را متفاوت از پوسترهايش مى بينيم. با صورتى اصلاح  شده، موهاى مدل آناناسى، اهل خيابان جيحون تهران، ۲۳ساله، جوان و خجالتى. چهره  او حتى متفاوت از عكس هايى است كه براى اين گفت وگو در روزنامه منتشر مى شود.
محسن رجب پور علاوه بر تهيه آلبوم ،۸۵ تهيه كننده تمام كنسرت ها و آلبوم هاى گروه آريان هم هست. براى انتشار اين كار در اسفند سال گذشته يك جلسه مطبوعاتى ترتيب داد كه بيشتر به يك مهمانى و ضيافت ناهار مى مانست و خبرنگارانى كه در آن جلسه حضور داشتند، بيشتر از اينكه براى گرفتن پاسخ سئوالات خود آمده باشند، وظيفه داشتند از خود پذيرايى كنند.
•انتشار ناگهانى آلبوم ۸۵ خيلى ها را شوكه كرد. در شرايطى كه بسيارى از شركت هاى توليدكننده موسيقى پاپ براى گرفتن مجوز با مشكل روبه رو هستند، اين آلبوم چطور توانست منتشر شود؟
رجب پور: توليدات موسيقى پاپ از نيمه دوم سال ۸۴ متوقف شد. به اين دليل كه هنوز چارچوب توليد اين نوع محصولات در دولت جديد دقيقاً مشخص نشده است. بنابراين ما هم توليدات خود را متوقف كرده ايم. آلبوم ۸۵ اما قصه اش چيز ديگرى است. مراحل انتخاب شعر و ملودى اين آلبوم به سال ۸۳ برمى گردد و در چند ماه اول سال ۸۴ تكليف قطعات مشخص شد و چند ماه بعد براى دريافت مجوز به وزارت ارشاد رفت اما تا اسفندماه سال قبل در ارشاد ماند و بعد مجوز گرفت. اين طور نبود كه ما اثر را به وزارت ارشاد بفرستيم و بلافاصله مجوز بگيرد.
اين اثر چند قطعه ديگر داشت كه در آخرين لحظه توسط خودمان حذف شد و به يك قطعه هم وزارت ارشاد مجوز نداد. البته بعد از روى كار آمدن دولت جديد هيچ مديرى در دفتر موسيقى وزارت ارشاد تغيير نكرد و من فكر نمى كنم در مديران تغيير ديدگاهى به وجود آمده باشد. همزمان با انتشار آلبوم بنيامين چند كار ديگر هم به بازار آمد، اما چون اين آثار كمتر از بنيامين فروختند، خبر انتشارشان به گوش كسى نرسيد.
•••
بنيامين بهادرى قرار بود آهنگساز آلبوم ۸۵ باشد. او روى ترانه هاى فريد احمدى- ترانه سراى اين مجموعه- ملودى ساخت و بعد نيما وارسته قطعات را تنظيم كرد و...
رجب پور: اجازه بدهيد اين سئوال را من به جاى بنيامين جواب دهم. بعد از اينكه بنيامين ملودى «خاطره ها» (دنيا ديگه مثل تو نداره) را مى سازد پروژه در ذهنش عملياتى مى شود. او شاعر و آهنگساز است و قبلاً براى خواننده هاى ديگر ترانه گفته. بنيامين را به استوديو برديم تا طريقه خواندن اين قطعه را به خواننده اى كه براى اين كار در نظر گرفته بوديم، ياد دهد. او روى موزيك بدون كلام خيلى ناشيانه و ابتدايى خواند تا خواننده روى اين الگو تمرين كند و ما از اين اتفاق ساده به اين نتيجه رسيديم كه صداى آقاى بنيامين بهادرى صداى خوبى است و در مملكت ما اين نوع صدا را دوست دارند، اگر دوست نداشتند شادمهر و فريدون اين همه طرفدار پيدا نمى كردند. حتى افغانى ها، پاكستانى ها و تاجيكستانى ها اين صدا را دوست دارند، بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه بنيامين مى تواند بخواند.
•قبلاً چه كسى قرار بود بخواند؟
رجب پور: چهار پنج نفر تست دادند. كسانى مثل آقاى بهنام عظيم شاهى يا سوژه هاى جديد من كه حالا براى خودشان آلبوم دارند.
•آقاى بنيامين صداى شما براى نوحه خوانى مناسب است همچنان كه قبلاً يك كار نوحه هم خوانده ايد. كسى به شما نگفته كه كارهاى بعديتان تحت الشعاع همان كار نوحه قرار گرفته است؟
بنيامين: نه
رجب پور: چرا من شنيده ام، دو علت مى تواند داشته باشد. يكى اينكه اولين كارى كه از ايشان منتشر شد، نوحه است...
•اما آقاى بنيامين، شما قبلاً انتساب اين كار را به خود تكذيب كرده بوديد.
رجب پور: بله چون اين كار متعلق به بنيامين نيست.
بنيامين: آن آلبوم با صداى من بود اما متعلق به من نبود.
رجب پور: بله آقاى بنيامين بهادرى شاعر و آهنگساز است و آهنگسازى آن كار را كرده بود و فريد احمدى هم شعرش را گفته بود، بنيامين ماكت اين كار را كه با نام «ماه مهربان» منتشر شد، در استوديوى ناشر خواند و آن مجموعه براى تمرين به خواننده سپرده شد. شركت اين كار را ضبط كرد و به ارشاد فرستاد اما ارشاد به صداى كار ايراد گرفت و آن را رد كرد اما بعد از چند ماه به دليلى غيرمعلوم اين اثر با صداى بنيامين منتشر شد.
•حتى راديو هم آن را پخش كرد.                 دنيا مثل شماها ندارهرجب پور: بله تعجب ما هم از همين است.
•آقاى بنيامين، شايد اين آهنگ، كارهاى ديگر شما را تحت الشعاع قرار داده است به خصوص وقتى سرعت خواندنتان پايين مى آيد.
بنيامين: اين سبك منوتون در ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است براى خودم شايد اين ذهنيت را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما خب آقاى رجب پور هم گفتند، اين نوع صداها، در اين ملودى ها مى نشينند و با آن شعرها تركيب مى شود و در نهايت چيزى كه به مخاطب مى رسد، اگرچه در نوع خود شيرين و جذاب است اما شايد اين برداشت را كه شما به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
رجب پور: ببينيد، جوابش اين است كه خواننده اگر براى ايرانى ها از يك نتى پايين تر بخواند، صدايش سوز هم داشته باشد، اگر آهنگ عروسى بخواند، مى گويند نوحه مى خواند.
•••
بنابراين بنيامين نخواسته نوحه خوانى كند. ريتم بعضى از آهنگ هاى او چيزى متضاد اين را مى گويد. اگرچه در روزهاى اول انتشار اثر وجهه ديگرى داشته، اما كم كم اين وجهه تغيير كرده است، حتى شايعاتى درباره ريشه مذهبى داشتن بعضى از قطعات آلبوم ۸۵.
•قبلاً مى گفتند كه شما آهنگ «خاطره ها» را براى امام زمان خوانده ايد.
بنيامين: اينكه شما مى گوييد خيلى خوب است. به نظرم عشق خيلى فرامرز است و چه بهتر كه اين كار عاشقانه را هر كس به عشق خود نسبت مى دهد.
•مى دانيد كه درباره كارهاى عاشقانه ديگر چنين شايعه اى وجود ندارد.
بنيامين: اين اثر وقتى منتشر شد، مردم آن را به همراه همان كار نوحه در يك مجموعه در نظر گرفتند و شايد به دليل اين توالى چنين ذهنيتى در آنان ايجاد شد.
• خودتان هيچ جا عنوان نكرديد كه آيا اين آهنگ را براى كسى خوانده ايد يا نه؟
بنيامين: نه
•••
او تا قبل از انتشار اين اثر از ميزان موفقيت آن خبر نداشت. البته ناشر به او اميدوارى هايى داده بود. اما بعد كه آدم هاى عجيب و غريب اين آلبوم در صداى بنيامين حيات پيدا كردند و جوان ترها زير لب زمزمه اش كردند خواننده از موفقيت آلبوم مطمئن شد و توانست با اعتمادبه نفس بيشترى بگويد كه سبكى كه در ۸۵ ارائه كرده سبك متفاوتى است: «يك حس شرقى با استفاده از ابزار مدرن.»
او قبل از اين به گفته خود براى برنامه هاى كودكان در تلويزيون آهنگسازى مى كرده است و «رنگين كمان» اثرى براى كودكان بود كه با آهنگ او و شعرهاى فريد احمدى به صورت كاست منتشر شد.
• اگر خودتان ترانه سرا هستيد، چرا تمام شعرها را از فريد احمدى مى گيريد؟
بنيامين: ترانه سرايى تمركز زيادى مى خواهد  در حالى كه خيلى از كسانى كه اين كار را انجام مى دهند، خيلى راحت و ساده از كنارش مى گذرند.
• شما براى گفتن شعر تمركز نداريد؟
بنيامين: نه، حس مى كنم ندارم. چون ذهنياتم با فريد يكى است، اگر ايده اى به ذهنم بيايد مى گويم و او در ترانه اش منتقل مى كند. پس نگران ترانه نيستم و تمام وقت و انرژى ام را روى آهنگسازى مى گذارم.
• پس خودتان چطور ترانه سرايى هستيد كه نه در اين كار و نه در كارهايتان براى كودكان از ترانه هاى خود استفاده نكرده ايد؟
رجب پور: البته بنيامين براى چند كار شاخص كه در بازار هم گل كرده، ترانه گفته است.
• كدام كارها؟
بنيامين: اسم نياوريم بهتر است.
• چرا نخواستيد در اين مجموعه از هيچ كدام از ترانه هايتان استفاده كنيد؟
بنيامين: ما به يك ايده آل فكر مى كرديم. البته مواردى بوده كه من ايده اى داشته ام، ترانه اى گفته ام و فريد احمدى آن ايده را نگه داشته و ترانه را تغيير داده است. من دستپخت او را دوست دارم و به او اعتماد كرده ام.
• پس ترانه هاى ايشان بهتر است.
بنيامين: صددرصد. ما در كار تعارف نداريم.
•••
آهنگ «خاطره ها» يا «آدم آهنى» بيشتر از آهنگ هاى ديگر شنيده مى شوند. چون احتمالاً قابليت بيشترى براى شنيده شدن با ولوم بلند دارند.
رجب پور: بگذاريد من بگويم. يكى از خوبى هاى آلبوم اين است كه كسى را نديده ام كه چند قطعه آن را از خواننده هاى ديگر گلچين كند. اگر شما اين دو اثر را بيشتر شنيده ايد به دليل انرژيك بودن آنها است. اين قطعات براى فرصت هاى مختلف ساخته شده است. يعنى راننده در ماشينى كه ۱۰۰ كيلومتر را بايد با سرعت يكنواخت طى كند، بايد بتواند با همه قطعات ارتباط برقرار كند. اما در يك ميهمانى خانوادگى نمى شود از كل مجموعه استفاده كرد و شما اين دو آهنگ را بيشتر مى شنويد. در نظرسنجى هايمان مردم با قطعه «من امشب مى ميرم» بيشترين ارتباط را برقرار كرده اند و براى جوان هاى ۱۷ ، ۱۸ ساله قطعه «من امروز، يك ساله و...» بهترين قطعه بوده است.
اما من مى خواهم چيز ديگرى بگويم. با همه نابسامانى اى كه در بازار موسيقى مملكت وجود دارد و به ازاى هر يك اثر اصل، ۱۰ كپى فروخته مى شود، اين اثر توانسته به گوش يك هفتم زنده هاى مملكت برسد. وقتى كارى در اين وسعت پخش مى شود حتماً پتانسيلى در كل مجموعه وجود داشته، وگرنه دو تا آهنگ نمى تواند اين همه مخاطب ميليونى داشته باشد.
بنيامين: بله من هم حرف هاى آقاى رجب پور را تاييد مى كنم.
• كسانى كه با كارهاى شما ارتباط برقرار نكرده اند عقيده دارند آثار شما و ترانه هاى اين مجموعه بيمار است. به درد لحظاتى مى خورد كه آدم ها در شرايط عادى و معقول نيستند. مخصوصاً همين آهنگ «آدم آهنى».
بنيامين: يعنى به شرايط غيرعادى آنها كمك مى كند؟
• بله.
بنيامين: فكر نمى كنم اين طور باشد.
رجب پور: آدم هايى كه شما مى گوييد از موزيك هاى خاص با ريتم هايى كه مدام تكرار مى شوند استفاده مى كنند و به تنها چيزى كه اهميت نمى دهند كلام است. در حالى كه اين آهنگ فقط سه دقيقه است.
•••
«۸۵» را جوان هاى زير ۲۰ سال بيشتر دوست   دارند. شعرهايش را، ريتم تند بعضى از قطعات را و شايد نبود هيچ كار وطنى كه در حال حاضر با اين اثر رقابت كند. ديگر از آن هياهو و جنجال هاى موسيقى پاپ خبرى نيست. خوانندگانى كه هر كدام يادآور يك صداى قديمى هستند. صدايى كه ديگر اينجا نيست.
رجب پور: اما همان روزهايى كه اين آلبوم منتشر شد، چند كار شاخص لس آنجلسى هم بيرون آمد و ما افتخار مى كنيم كه كارى توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقى لس آنجلسى بهتر است و ديگر آثار لس آنجلسى كه همزمان با «۸۵» وارد بازار غيرقانونى ايران شدند، در مقابل اين كار حرفى براى گفتن نداشتند. ما مى دانيم كه هيچ وقت نبايد به سمت ابتذال برويم اما نشاط و شادابى را هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نمى توانيم با آنها به زبان ۵۰۰ سال پيش صحبت كنيم.
•كدام يك از آدم هاى شركت  ترانه شرقى موفق تر هستند، آريان يا بنيامين. دوره كدام يك زودتر سر مى رسد؟
رجب پور: من براى آدم هايم دوره نمى گذارم.
•پس چرا تب آريان در اين يكى دو سال از بين رفته است؟
رجب پور: اين طور نيست، سال گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتى را كه قبل و بعد از انقلاب در ايران تدارك ديده شد ترتيب داديم اما متاسفانه بنا به دلايلى كه هنوز براى ما واضح نيست، اين كنسرت لغو شد و ما ۲۰۰ ميليون تومان ضرر كرديم. به جز ضرر مالى، اعضاى آريان هم سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم مى گويد كه در هنگام تغيير و تحولات سياسى هر كس خودى نشان بدهد، گوشت قربانى است. من نخواستم آريان گوشت قربانى شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليت هاى زيادى داشتيم و آريان با مجوز خصوصى براى ارگان هاى مختلف برنامه اجرا مى كرد. امسال هم خبرهاى بيشترى از آ ريان خواهيد شنيد.
•آقاى بنيامين، يكى از خصوصيات اين نوع كارها زود كهنه شدن آن است. هر موزيك تازه اى كه بيايد و كارش بگيرد كار شما را پس مى زند. براى آن موقع چه كار مى خواهيد بكنيد؟
بنيامين: الان زود است كه به سئوال شما جواب بدهم.
•يعنى برنامه اى نداريد كه همچنان مطرح بمانيد؟
فكر مى كنم بايد اتفاق بهترى بيفتد. حس ما در كار بعدى همين حس است اما ممكن است آن را در قالب ديگرى بريزيم. حتى شايد سبك كار خود را هم عوض كنيم.
•چه چيزهايى براى تغيير قالب تعيين كننده است؟
فضاى جامعه خيلى تعيين كننده است. دكور كار ما بايد متناسب با اين فضا و جذاب باشد.
•به اين فكر نكرده ايد كه بعداً ممكن است از وارد شدن به دنياى موسيقى مصرفى پشيمان شويد. وقتى ديگر كسى شما را به ياد ندارد، در حالى كه مى توانستيد كارهاى ماندگار از خود به جا بگذاريد نه كارهايى كه مثل تب زود گذر است.
بنيامين: تا موقعى كه خوب هستم، همچنان هستم و اگر خوب نباشم به طور طبيعى حذف مى شوم. فعلاً خوب هستم و به موقعى كه شايد نباشم فكر نمى كنم.
رجب پور: ببينيد آرتيست بودن يعنى به روز بودن. يك آرتيست را نمى توانيد دو روز با يك لباس ببينيد. هنرمند يعنى آدم عجيب و غريب.
•براى مردم چهره خواننده موسيقى پاپ خيلى مهم است. خودتان هم به اين موضوع توجه داريد؟
رجب پور: بله همين الان هم يك كار جديد دارم كه دنبال خواننده اش مى گردم. البته خواننده اى داريم كه صدايش خوب است اما چهره خوب و مردم پسندى ندارد. گذشته از اينكه الان ديگر نمى توان كارى را بدون كليپ عرضه كرد.
•••
اگر محسن رجب پور نبود، بنيامين بدون اينكه منتظر تائيد حرف هاى خودش از جانب او باشد، شايد چيزهاى ديگر هم مى گفت.
بنيامين مى گويد بزرگترين تفريح اش كتاب است. در دانشگاه آزاد رودهن ادبيات مى خواند و به كتاب هاى ادبيات و شعر روز دنيا علاقه مند است و همه شان را مى خواند، همه شان را مى خواند؟
اعضاى تحريريه به او براى موفقيت آلبومش تبريك مى گويند. بنيامين وقتى مى خواهد برود، برمى گردد و مى گويد: دنيا مثل شماها نداره.
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 14:45 |

چهار شنبه سوری جشنی است که همه ما ایرانیان با آن آشنایی داریم. از کودک خرد سال تا بزرگتر ها. همه می دانیم که آخرین ۳شنبه هر سال با بر پایی جشن با شکوه ۴ شنبه سوری به استقبال فرا رسیدن سال نو می رویم و تمام اندوه ها و نا خوشی ها را در این شب به پایان می رسانیم.

يک حرف حسابی از چهارشنبه سوری از زبان دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی؛

 چهارشنبه سوری يک جشن زرتشتی نيست.

سه شنبه شب؟ جشن چهارشنبه سوری؟ همين برای بسياری روشنه که اين جشن بايد واکنشی به سنتها و باورهای اعراب بعد از فتح ايران در پايان سلسله ساسانی باشه. ولی کيه که متوجه بشه ؟

جواب : دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی و پژوهشگر در فلسفه وسنن ايران باستان از راز ، چرا چهارشنبه سوری؟ و چرا آتش ؟ پرده برداشتند.
ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش رو زشت می دونيم .

در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود نداره. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم . شنبه و يکشنبه و . . . بعد از تسلط اعراب از فرهنگ اونها داخل ايران شد . بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای رو جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.

همونطور که گفتم ما در ايران باستان هفته نداشتيم ولی هر ماه رو به سی روز تقسيم می کرديم .و برای هر روزی هم اسمی داشتيم . هرمز روز ، بهمن روز ، . . .
برای ما سال ۳۶۰ روز بوده و ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ) ما در اين پنج روز آتش روشن ميکرديم تا که روح نياکانمون رو به خانه هامون دعوت کنيم .
بنابراين اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده اون آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستانه و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نره ايرانيان بعد از اسلام، نحثی چهارشنبه رو بهانه کردن و اين جشن رو با اون خرافه اعراب منطبق کرديم و شد چهارشنبه سوری ."

چهارشنبه سوری اينجا و اونجا


امسال تو ايران بعضی ها تو استخرهای خالی آتش روشن ميکنن که کسی نبينه و جائی آتيش نگيره .

بعضی ديگه ازايرانيان در خود ايران ميرن باغهای خارج از شهر جشن ميگيرن که مامورا اذيتشون نکنن.

وما نیز<خانواده گی> میخاهیم به همون جنگلی که هر سال میریم، با دیگر دوستان بریم و همونجا جشن و آتشی بر پا کنیم و رشته پلو یا آشی می خوریم و بر می گردیم.

و اما خبری از جمعه هفته پیش، این عکس از گلی است که هم کاران آلمانی، خواهرم برای سپاسگذاری از من برای کمک به بچه های زلزله فرستادند. چون خودشون باید سر کارشون می موندند و نمیتونستند در جشن شرکت کنند.

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 14:43 |

من مني كه بوسيدمت
تو اون غروب كه ديدمت
تو واسه من ناز مي كني
من مي شكنم، باز مي كني
اين رسمشه نيلوفرم؟
من كه ازت نمي گذرم
ستارمون يادت مي ياد؟
دلواپسم خيلي زياد
فقط تماشا مي كني
بعد عشقو حاشا مي كني
ميگي گذشت گذشته ها
چه راحتن فرشته ها
نمي مونن، من مي مونم
ميري يه روزي ميدونم
اولا مهربونترن
اونايي كه همسفرن
اشك منم كه جاريه نگه دار يارگاريه
مي سپارمت دست خدا
يه كم دوسم داشتي بيا
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 14:41 |

چشم میبندم
همیشه می بندم...
به روی صخره خاموش دریاها...
دلم پر است از موج...
موج می گردم
به صخره می کوبم
....محو خوا هد شد...میدانم
شکست خواهد خورد...میدانم
...شاید همین فردا
به دریا بپیوندم
...در آغوش این دریا
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 14:40 |

 
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 14:40 |

 
|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت 14:38 |

برطرف کردن استرس با رژیم غذایی ( برای خانمها )

 

 


رژیم غذایی زیر به شما کمک می کند تا با استرس ها و تنش هایی که در

 

طول روز برایتان به وجود می آید، بهتر کنار بیایید. به دقت از دستورالعمل ها

 

 پیروی کنید.



صبحانه


نصف گریپ فروت


یک برش نان تست


60 میلی لیتر شیر بدون چربی و رقیق



ناهار


سینه مرغ آب پز و بدون چربی


یک فنجان اسفناج بخارپز


یک فنجان چای گیاهی


یک تکه بیسکویت شکلاتی



چاشت عصر


بقیه بیسکویت های داخل جعبه


بستنی شکلاتی


یک لیوان آجیل



شام


دو قرص نان با پنیر


یک تکه بزرگ پیتزا سوسیس


4 قوطی آبجو


3 شکلات اسنیکر یا مارس



چاشت آخر شب


کیک خامه ای به همراه چای



نکات مهم

 

 


1.اگر چیزی بخورید که موقع خوردن آن کسی شما را نبیند، هیچ کالری

 

ندارد.

2.اگر همراه با شکلات مارستان، نوشابه رژیمی بخورید، کالری های

 

شکلات به خاطر رژیمی بودن نوشابه از بین می رود.

3.وقتی همراه کسی غذا می خورید، اگر کمتر از آنها بخورید، کالری غذایتان

 

 به حساب نمی آید.

4.کالری غذاهایی که به قصد دارو یا درمان پزشکی خورده شوند، به حساب

 

 نمی آید.


(مثل هات چاکلت، برندی و...)

 

5.اگر باعث شوید بقیه آدم های دور و برتان چاق شوند، شما لاغر به نظر

 

 خواهید آمد.

6.غذاهایی که موقع تماشای فیلم یا در سینما خورده می شوند (مثل میلک

 

 شیک، پاپ کرن، اسنیکر و کارس) به خاطر اینکه جزء برنامه تفریحی بوده

 

اند نه جزء سوخت مورد نیاز بدنتان، هیچ کالری اضافی ندارند.

7.بیسکویت های خرد شده هیچ کالری اضافی ندارند چون موقع شکستن و

 

 خرد کردن آنها انرژی مصرف کرده اید.

8.موقع غذا درست کردن و آشپزی، موادغذایی که به قاشق ها و چاقوها

 

چسبیده است فاقد کالری هستند (مثل مربای روی چاقو موقع درست کردن

 

 ساندویچ، و کرم روی قاشق موقع درست گردن بستنی مغزگردویی)

9. غذاهای همرنگ، میزان کالری یکسانی دارند (مثل اسفناج و بستنی

 

 پسته ای، قارچ و شکلت سفید).

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:38 |

برطرف کردن استرس با رژیم غذایی ( برای خانمها )

 

 


رژیم غذایی زیر به شما کمک می کند تا با استرس ها و تنش هایی که در

 

طول روز برایتان به وجود می آید، بهتر کنار بیایید. به دقت از دستورالعمل ها

 

 پیروی کنید.



صبحانه


نصف گریپ فروت


یک برش نان تست


60 میلی لیتر شیر بدون چربی و رقیق



ناهار


سینه مرغ آب پز و بدون چربی


یک فنجان اسفناج بخارپز


یک فنجان چای گیاهی


یک تکه بیسکویت شکلاتی



چاشت عصر


بقیه بیسکویت های داخل جعبه


بستنی شکلاتی


یک لیوان آجیل



شام


دو قرص نان با پنیر


یک تکه بزرگ پیتزا سوسیس


4 قوطی آبجو


3 شکلات اسنیکر یا مارس



چاشت آخر شب


کیک خامه ای به همراه چای



نکات مهم

 

 


1.اگر چیزی بخورید که موقع خوردن آن کسی شما را نبیند، هیچ کالری

 

ندارد.

2.اگر همراه با شکلات مارستان، نوشابه رژیمی بخورید، کالری های

 

شکلات به خاطر رژیمی بودن نوشابه از بین می رود.

3.وقتی همراه کسی غذا می خورید، اگر کمتر از آنها بخورید، کالری غذایتان

 

 به حساب نمی آید.

4.کالری غذاهایی که به قصد دارو یا درمان پزشکی خورده شوند، به حساب

 

 نمی آید.


(مثل هات چاکلت، برندی و...)

 

5.اگر باعث شوید بقیه آدم های دور و برتان چاق شوند، شما لاغر به نظر

 

 خواهید آمد.

6.غذاهایی که موقع تماشای فیلم یا در سینما خورده می شوند (مثل میلک

 

 شیک، پاپ کرن، اسنیکر و کارس) به خاطر اینکه جزء برنامه تفریحی بوده

 

اند نه جزء سوخت مورد نیاز بدنتان، هیچ کالری اضافی ندارند.

7.بیسکویت های خرد شده هیچ کالری اضافی ندارند چون موقع شکستن و

 

 خرد کردن آنها انرژی مصرف کرده اید.

8.موقع غذا درست کردن و آشپزی، موادغذایی که به قاشق ها و چاقوها

 

چسبیده است فاقد کالری هستند (مثل مربای روی چاقو موقع درست کردن

 

 ساندویچ، و کرم روی قاشق موقع درست گردن بستنی مغزگردویی)

9. غذاهای همرنگ، میزان کالری یکسانی دارند (مثل اسفناج و بستنی

 

 پسته ای، قارچ و شکلت سفید).

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:37 |

    روشهای مبارزه با بحران بی شوهری

 

1 - روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت

رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر

 با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .



۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع

 روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .



۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه

یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور

 نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .



۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم

 آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها

مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه

 کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما

چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !



۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره

 تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه

که نترشی .


نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.



6 - روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و

 باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و

 حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.



۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز

کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر

گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .



۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه

 ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک

 میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات

تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .



نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین



۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو

میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از

 تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی

 است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:35 |

این عکسارو به مناسبت ولنتاین برای عشقم گذاشتم...تو چی کار داری خودش میدونه

دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:26 |

امام جمعه رشت خطاب به مردم می گه: ای مردم انرزی هسته ای مثل ناموس نیست که اینقدر راحت ازش میگذری

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:25 |

به ترکه ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:24 |

تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي که با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده و با زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده و شرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تک تير و گاهي رگبار شليک مي کند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش و ناسزا بوده و برد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان و برد نهايي ان انتقال داماد به گورستان ميباشد

|+| نوشته شده توسط امین موگوئی در سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 20:24 |


navidbad.blogfa.com